مجموعه فیلم های پیر پائولو پازولینی Pier Paolo Pasolini

تومان 80,000

۱۹۶۱ – Accattone
۱۹۶۲ – Mamma Roma
۱۹۶۳ – Ro.Go.Pa.G
۱۹۶۴ – Love Meetings
۱۹۶۴ – The Gospel According to St. Matthew
۱۹۶۶ – The Hawks and the Sparrows
۱۹۶۷ – Oedipus Rex
۱۹۶۸ – Theorem
۱۹۶۹ – Medea
۱۹۶۹ – Pigsty (Porcile)
۱۹۷۱ – The Decameron
۱۹۷۲ – The Canterbury Tales
۱۹۷۴ – Arabian Nights
۱۹۷۵ – Salò, or the 120 Days of Sodom
بیوگرافی پیر پائولو پازولینی
پیر پائولو پازولینی کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و بازیگر (۱۹۲۲، بولونیا – ایتالیا؛ ۱۹۷۵) بیشتر ایام کودکی‌اش را در فرویولی، در شمال شرقی ایتالیا گذراند. در جوانی به حزب کمونیست ایتالیا پیوست ولی در ۱۹۴۹ به خاطر «ناهنجاری‌های فردی»، از حزب اخراج شد. با وجود اخراج و اختلاف‌نظرهای علنی فراوان با حزب و با باقی احزاب چپ تا پایان زندگی، با افتخار خود را کمونیست تلقی می‌کرد. در سال ۱۹۵۰ به رم رفت و دیری نگذشت که با دو مجموعه شعر (خاکستر گرامشی، ۱۹۵۷ و مذهب دوران من، ۱۹۶۱) و دو رمان که در آن‌ها استفاده‌های خلاقانه‌ای از لهجه و زبان عامیانه رُمی کرده بود (بانوی زندگی، ۱۹۵۵ و یک زندگی خشن، ۱۹۵۹) شهرتی به دست آورد. مهارتش در گفت‌وگو نویسی عامیانه‌ی محلی پایش را به دنیای سینما کشاند و به‌خصوص با فدریکو فلینی در نوشتن فیلم‌نامه‌ی شب‌های کابیریا (۱۹۵۶) همکاری کرد.
سینمای پیر پائولو پازولینی و فیلم‌های نیمه‌ی اول دهه ١٩۶٠
مضمون دو فیلم اول پازولینی به‌عنوان کارگردان، آکاتونه (۱۹۶۱) و ماما روما (۱۹۶۲)، به زندگی طبقات پایین جامعه‌ی رُمی مربوط می‌شد ولی وجود یک انرژی آرمان‌گرایانه‌ی قوی، آن‌ها را متمایز می‌کرد. فیلم کوتاه پنیر بی‌نمک یکی از اپیزودهای روگوپاگ (۱۹۶۳) هجوی خنده‌دار ولی به‌دوراز خباثت از مصلوب کردن حضرت مسیح، باعث شد پازولینی را به کفر و توهین به مقدسات متهم کنند. در عوض، انجیل متی (۱۹۶۳)، روایت متین و بی‌پیرایه‌ی انجیل متی، بود که باعث شد انگ نادرست کاتولیک مارکسیست به او زده شود؛ چون درواقع، مارکسیسم او به همان اندازه نامتعارف بود که نگرش و رویکردش به مذهب، مبهم و دوپهلو. او به چیزی که اسمش را «مقدس» گذاشته بود، علاقه داشت و بیش‌ازپیش این کیفیت را در مذهب‌ها و اسطوره‌های بدوی می‌یافت.
پیر پائولو پازولینی – علیه دنیای مدرن و سرمایه‌داری
در فیلم‌های اواخر دهه‌ی شصت‌اش، ادیپ شهریار (۱۹۶۷)، خوکدانی (۱۹۶۹) و مده آ (۱۹۶۹)، به بررسی مفهوم‌های اسطوره‌ای گذار از بدویگری به تمدن (و با موضع‌گیری تلویحی علیه این آخری) پرداخت. آرمان‌گرایی‌های خودش را در دورترین جای ممکن، بسیار دورتر از دنیای سرمایه‌داری و بورژوایی و مدرنی که خود را عضوی از آن و درعین‌حال، قربانی‌اش تلقی می‌کرد، می‌جست؛ و آن را یا در طبقات پایین جامعه، در بین دهقان‌ها و خرده پرولترها می‌یافت یا در خارج از زادگاه و محل زندگی‌اش، در جنوب ایتالیا، افریقا، جهان عرب، هند؛ یا در گذشته (در قرون‌وسطا یا یونان ماقبل کلاسیک).
سینمای پیر پائولو پازولینی و رساله‌هایی درباره‌ی سینما
در دهه‌ی ۱۹۶۰ علاقه‌ی همیشگی‌اش به زبان، او را به‌سوی نشانه‌شناسی سوق داد و سعی کرد نظریه‌هایش را در باب رویکردش به سینما، در تعدادی رساله تشریح کند. استدلال کرد که زبان سینمایی، ریشه‌ای طبیعی در واقعیت دارد که وقتی فیلم‌ساز، آن را به نشانه تبدیل می‌کند، به آن معنا بخشیده می‌شود؛ اما کار خودش بسیار از طبیعی بودن فاصله دارد. پیر پائولو پازولینی با پرهیز از تداوم روایی، بر روی تک تصویرهای کوبنده‌ای تمرکز دارد که بیانگری و حس انتقال معنایشان، مستقل از «واقعیت»ای است که معمولاً به نظر می‌آید؛ اما آنچه در لایه زیرین این تصاویر جریان دارد، تلاشی مستأصلانه برای یافتن یک واقعیت حسی پیشا۔نمادین است که انسان مدرن دیگر قدرت درکش را ندارد.
پیر پائولو پازولینی و سه‌گانه‌های زندگی
از نیمه دهه ۱۹۶۰ به بعد، فیلم‌های پازولینی بیشتر یا در گذشته اتفاق می‌افتادند یا در مکان‌های بسیار دور. استثناءها، تئورما (۱۹۶۸)، کالبدشکافی بی‌رحمانه‌ی خانواده‌ی بورژوایی، اپیزود مدرن خوکدانی و چند فیلم کوتاه هستند. در ۱۹۷۰، پازولینی ساخت تعدادی فیلم را برمبنای حکایت‌هایی قرون‌وسطایی آغاز کرد: دکامرون (۱۹۷۱)، داستان‌های کنتربری (۱۹۷۲) و هزار و یک ‌شب (۱۹۷۳). اگرچه این فیلم‌ها، به‌خصوص داستان‌های کنتربری، لایه‌های تیره‌وتار خود را دارند، این به‌اصطلاح «سه‌گانه‌های زندگی»، به‌طور عام، به‌منزله سرودی در ستایش روابط پر لذت بشر در گذشته‌های دور، تعبیر شدند اما پیر پائولو پازولینی این تعبیر و درواقع، خود فیلم‌ها را رد کرد. او که آرام‌آرام به این نتیجه رسیده بود که تمامی آن سروصداها راجع به آزادی، نوعی دغل‌بازی بیش نیست، به روزنامه‌نگاری‌اش روی آورد و به انتقادهای شدید از اخلاق معاصر پرداخت. او که به خاطر انتقادش از جنبش رادیکال دانشجویی در ۱۹۶۸ از سوی جریانات چپ مورد بی‌مهری قرار گرفته بود، آن نظرات را با مخالفتش با آزادی سقط‌جنین نیز درآمیخت و البته، پس از چندی عقب‌نشینی کرد.
قتل پیر پائولو پازولینی
 او سپس در ۱۹۷۵ سالو را ساخت و رمان مارکی دوساد را در آخرین سال‌های ایتالیای فاشیست پیاده کرد و علناً فاشیسم را در کنار سادیسم و استبداد و پایمال کردن حقوق فردی نشاند. سالو، آخرین فیلم پازولینی از کار درآمد. بامداد دوم نوامبر ۱۹۷۵، جسم خردشده‌اش را در تکه زمینی متروکه، نزدیک ساحل تفریحی اوستیا در حومه‌ی رم پیدا کردند (جایی که نانی مورتی در خاطرات عزیز، ۱۹۹۴، به دیدنش می‌رود). جوانی را به اتهام قتل پازولینی دستگیر و در ۱۹۷۶ محاکمه و زندانی کردند؛ اما حرف‌وحدیث‌های فراوان گرداگرد این جنایت و آمران و عاملان احتمالی‌اش تا به امروز ادامه دارد.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “مجموعه فیلم های پیر پائولو پازولینی Pier Paolo Pasolini”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *